umstellen
محاصره کردن، دوره کردن
Beispiele
- Kommen Sie mit erhobenen Händen heraus! Das Gebäude ist ''umstellt!با دستهای بالا بی بیرون! ساختمان محاصره شده است!
Bedeutungen
1
Akkusativ
(جداشدنی) جای چیزی را تغییر دادن، دوباره چیدن.
- Wir müssen die Möbel umstellen, um mehr Platz zu haben.ما باید مبلمان را جابجا کنیم تا فضای بیشتری داشته باشیم.
- Er hat seinen Arbeitsplatz umgestellt, um ergonomischer zu sitzen.او محل کارش را تغییر داد تا ارگونومیکتر بنشیند.
2
Akkusativ + auf + Akkusativ
(جداشدنی) تغییر دادن به چیز دیگر، تبدیل کردن (مثلاً رژیم غذایی، تولید، سیستم).
- Sie hat ihre Ernährung auf vegetarisch umgestellt.او رژیم غذایی خود را به گیاهخواری تغییر داد.
- Die Firma stellt die Produktion auf umweltfreundlichere Methoden um.شرکت تولید را به روشهای دوستدار محیط زیست تغییر میدهد.
3
Akkusativ
(غیرجداشدنی) محاصره کردن، دور چیزی را گرفتن.
- Die Polizei umstellte das Gebäude.پلیس ساختمان را محاصره کرد.
- Eine Gruppe von Demonstranten umstellte den Politiker.گروهی از معترضان سیاستمدار را احاطه کردند.
4
sich + auf + Akkusativ
(بازتابی، جداشدنی) خود را با شرایط جدید وفق دادن، عادت کردن.
- Es dauert eine Weile, sich auf eine neue Umgebung umzustellen.مدتی طول میکشد تا با محیط جدید سازگار شد.
- Er musste sich schnell auf die neuen Arbeitsbedingungen umstellen.او مجبور شد به سرعت با شرایط کاری جدید سازگار شود.