umstiessen
واژگون کردن، سرنگون کردن، به هم زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنی سرنگون کردن یک نظام سیاسی، یک حکومت یا یک ساختار قدرت است. این کاربرد اغلب در متون تاریخی، سیاسی و تحلیلی دیده میشود.
- Die Revolutionäre hatten das Ziel, das alte Regime vollständig umzustoßen und eine neue Gesellschaftsordnung zu etablieren.انقلابیون هدفشان سرنگون کردن کامل رژیم قدیم و برقراری نظمی نوین اجتماعی بود.
- Die wirtschaftliche Krise drohte, die bestehende Regierung zu umzustoßen und zu einem politischen Umsturz zu führen.بحران اقتصادی تهدید میکرد که دولت موجود را سرنگون کرده و به یک دگرگونی سیاسی منجر شود.
2
Akkusativ
به معنی واژگون کردن یا انداختن چیزی (مانند میز، صندلی، یا حتی یک مجسمه) است، که اغلب با نیروی زیاد یا به صورت عمدی انجام میشود. این کاربرد در توصیفات ادبی یا گزارشهای دقیق اتفاقات به کار میرود.
- In seiner Wut stieß er den schweren Eichenholztisch mit solcher Kraft um, dass er fast zerbrach.او در خشم خود میز سنگین بلوطی را با چنان قدرتی واژگون کرد که تقریباً شکست.
- Der Sturm war so heftig, dass er die alten Bäume entwurzelte und zahlreiche Denkmäler umstieß.طوفان چنان شدید بود که درختان کهنسال را ریشهکن کرد و بناهای یادبود متعددی را سرنگون ساخت.