umströmen

Aussprache: /ˈʊmˌʃtʁøːmən/
Wortzerlegung: um·strö·men
فعل

احاطه کردن، در بر گرفتن (مایع یا گاز)

Beispiele

  • Das warme Wasser der Lagune ''umströmte'' ihre Körper.آب گرم تالاب بدن‌هایشان را احاطه کرده بود.
  • Die zweite Probe befindet sich der Messkammer und wird vom Gas ''umströmt''.نمونه دوم در محفظه اندازه‌گیری قرار دارد و گاز آن را احاطه می‌کند.
  • Dennoch ''umströmst'' Du mich mit Seligkeit, und lässest mich aus den Entzückungen, die mich beim Anblick Deiner Werke durchdringen, die höhern Bestimmungen meines künftigen Daseins ahnen.با این حال، تو مرا با سعادت احاطه می‌کنی و مرا وامی‌داری که از لذت‌هایی که هنگام دیدن آثار تو به من دست می‌دهد، به مقدرات بالاتر وجود آینده‌ام پی ببرم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دور چیزی جریان یافتن، احاطه کردن با جریان (آب، هوا)

  • Das Wasser umströmt die Felsen.آب دور صخره‌ها جریان دارد.
  • Der Wind umströmte das Haus.باد دور خانه می‌وزید.
2 Akkusativ

(مجازی) احاطه کردن، فرا گرفتن (مثلاً احساسات، جمعیت)

  • Eine Welle der Begeisterung umströmte die Menge.موجی از شور و هیجان جمعیت را فرا گرفت.
  • Ein Gefühl der Ruhe umströmte ihn.احساس آرامشی او را در بر گرفت.