umstreichen

Aussprache: /ˌʊmˈʃtraɪ̯çən/
Wortzerlegung: um·strei·chen
فعل

دور چیزی را پوشاندن/رنگ کردن، اطراف چیزی را گشتن

Beispiele

  • Die Katze ''umstreicht'' Frauchens Beine.گربه دور پاهای صاحبش می‌گردد.
  • Sie haben während der Nacht das Lager zu ''umstreichen'', damit dasselbe nicht plötzlich überfallen werde.آنها باید در طول شب اردو را بگردند تا از حمله ناگهانی به آن جلوگیری شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با کشیدن خط روی چیزی، آن را باطل یا حذف کردن (غیرقابل تفکیک)

  • Er umstrich den Fehler im Text.او اشتباه را در متن خط زد.
  • Bitte umstreichen Sie die falsche Antwort.لطفاً پاسخ اشتباه را خط بزنید.
2 Akkusativ

چیزی را دوباره رنگ کردن یا رنگ کردن اطراف چیزی؛ تاریخ یا زمان چیزی را تغییر دادن (قابل تفکیک)

  • Wir müssen die Wände umstreichen, sie sehen alt aus.ما باید دیوارها را دوباره رنگ کنیم، قدیمی به نظر می‌رسند.
  • Der Termin wurde umgestrichen und auf nächste Woche verschoben.قرار ملاقات تغییر تاریخ داده شد و به هفته آینده موکول شد.