umstreiten
بر سر چیزی بحث و جدل کردن
Beispiele
- Im Jahre 1378 war er noch in Saragossa, von wo aus er Chasdai Salomo in Valencia gratuliert, daß er den kriegerischen Fährlichkeiten in Tudela, welches die Castilier und Engländer ''umstritten'' haben, glücklich entronnen sei.“ (1866)در سال ۱۳۷۸ او هنوز در ساراگوسا بود، جایی که به حسدای سلیمان در والنسیا تبریک میگوید که او از خطرات جنگی در تودلا که کاستیلیها و انگلیسیها بر سر آن نزاع کرده بودند، به سلامت گریخته است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مورد مناقشه قرار دادن، بر سر چیزی بحث کردن
- Die Erbschaft wurde lange umstritten.ارثیه مدتها مورد مناقشه بود.
- Man umstritt die Gültigkeit des Vertrages.اعتبار قرارداد مورد بحث قرار گرفت.
2
(passiv)
(به صورت مجهول) مورد اختلاف بودن، بحثبرانگیز بودن
- Die umstrittene Frage führte zu hitzigen Debatten.مسئله بحثبرانگیز به مناظرات داغی منجر شد.
- Seine umstrittene These wurde von vielen Wissenschaftlern kritisiert.نظریه بحثبرانگیز او توسط بسیاری از دانشمندان مورد انتقاد قرار گرفت.