umsurren

Aussprache: /ˈʊmˌzʊrən/
Wortzerlegung: um·sur·ren
فعل

وزوز کردن، در اطراف چیزی پرواز کردن (معمولاً حشرات)

Beispiele

  • Aus Millionen Kehlen dringt dabei Gesang oder Geschrei; Papageien schnattern, und Käfer und Insekten ''umsurren'' das Ohr mit ihrem einförmigen Getöne.از میلیون‌ها گلو آواز یا فریاد برمی‌خیزد؛ طوطی‌ها جیغ می‌کشند و سوسک‌ها و حشرات با صدای یکنواختشان گوش را وزوز می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با صدای وزوز یا غوغا دور چیزی پرواز کردن یا حرکت کردن، معمولاً توسط حشرات.

  • Fliegen umsurrten den Obstkorb auf dem Tisch.مگس‌ها دور سبد میوه روی میز وزوز می‌کردند.
  • Ein Bienenschwarm umsurrte die Königin in ihrem Stock.یک دسته زنبور دور ملکه در کندویش وزوز می‌کردند.