umtosten
خروشیدند، غرش کردند، هجوم آوردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای احاطه کردن کامل چیزی یا کسی با صداهای بلند و شدید مانند طوفان، فریاد یا تشویق؛ اغلب در توصیفات ادبی یا حماسی.
- Die Menge umtoste den Sieger mit Jubelrufen und Applaus.جمعیت با فریادهای شادی و تشویق، قهرمان را احاطه کرده بود.
- Das Schiff wurde von den tobenden Wellen umtost und drohte zu sinken.کشتی توسط امواج خروشان احاطه شده بود و در معرض غرق شدن قرار داشت.