umtosten

Aussprache: /ʊmˈtoːstn̩/
Wortzerlegung: um·tos·ten
Deklinierte Form

خروشیدند، غرش کردند، هجوم آوردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای احاطه کردن کامل چیزی یا کسی با صداهای بلند و شدید مانند طوفان، فریاد یا تشویق؛ اغلب در توصیفات ادبی یا حماسی.

  • Die Menge umtoste den Sieger mit Jubelrufen und Applaus.جمعیت با فریادهای شادی و تشویق، قهرمان را احاطه کرده بود.
  • Das Schiff wurde von den tobenden Wellen umtost und drohte zu sinken.کشتی توسط امواج خروشان احاطه شده بود و در معرض غرق شدن قرار داشت.