فعل
پوشیدن (لباس)، به دور خود بستن
معانی و تعاریف umtun:
- تلاش کردن یا جستجو کردن برای چیزی (معمولاً با sich)
- چیزی را دور خود پیچیدن یا پوشیدن (مانند شال یا پالتو)
جملات نمونه برای umtun:
„Er hatte eine Schürze ''umgetan'' wie ein Werkmann und arbeitete mit Hammer, Spaten und Spachtel inmitten der Maurer.“
"او مانند یک کارگر پیشبند ""بسته"" بود و با چکش، بیل و ماله در میان بنایان کار میکرد."
Er muss sich nach einer neuen Wohnung umtun.
او باید به دنبال یک آپارتمان جدید بگردد.
Sie hat sich umgetan, um die besten Angebote zu finden.
او تلاش کرد تا بهترین پیشنهادات را پیدا کند.