umwinden
پیچیدن (دور چیزی، معمولاً بدن)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umwinden)
چیزی را به دور چیز دیگری پیچاندن یا حلقه زدن، معمولاً به صورت محکم یا طبیعی.
- Sie umwand den Hund mit einer Leine.او سگ را با قلاده بست.
- Die Kletterpflanze hat den Baumstamm umwunden.گیاه بالارونده دور تنه درخت پیچیده بود.