umwölken
ابری کردن، پوشاندن با ابر/دود/غبار
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umwölken)
پوشاندن آسمان، منظره یا چهره با ابر، دود، غبار یا سایه.
- Dichter Rauch umwölkte den Himmel über der Stadt.دود غلیظ آسمان بالای شهر را پوشانده بود.
- Eine dunkle Wolke umwölkte plötzlich sein Gesicht.ابری تیره ناگهان چهرهاش را پوشاند.