umwegreich
پر پیچ و خم، طولانی
Bedeutungen
1
طولانی، غیرمستقیم، شامل مراحل یا مسیرهای زیاد و پیچیده؛ پر پیچ و خم.
- Die Reise war leider sehr umwegreich und dauerte länger als geplant.متأسفانه سفر بسیار طولانی و پر پیچ و خم بود و بیشتر از آنچه برنامهریزی شده بود طول کشید.
- Seine Erklärung war umwegreich und schwer zu verstehen.توضیحات او طولانی و غیرمستقیم و درک آن دشوار بود.
- Der Prozess, um die Genehmigung zu erhalten, war erstaunlich umwegreich.فرآیند دریافت مجوز به طرز شگفتآوری طولانی و پر پیچ و خم بود.