umwegreich

Aussprache: /ˈʊmveːkˌʁaɪ̯ç/
Worttrennung: um·weg·reich
صفت

پر پیچ و خم، طولانی

Bedeutungen

1

طولانی، غیرمستقیم، شامل مراحل یا مسیرهای زیاد و پیچیده؛ پر پیچ و خم.

  • Die Reise war leider sehr umwegreich und dauerte länger als geplant.متأسفانه سفر بسیار طولانی و پر پیچ و خم بود و بیشتر از آنچه برنامه‌ریزی شده بود طول کشید.
  • Seine Erklärung war umwegreich und schwer zu verstehen.توضیحات او طولانی و غیرمستقیم و درک آن دشوار بود.
  • Der Prozess, um die Genehmigung zu erhalten, war erstaunlich umwegreich.فرآیند دریافت مجوز به طرز شگفت‌آوری طولانی و پر پیچ و خم بود.