umwehen
واژگون کردن (با باد)، بر زمین افکندن (با باد)
Beispiele
- Der Orkan ''wehte'' einen Baum in unserem Garten ''um.طوفان در باغ ما درختی را واژگون کرد.
- Die Sturmböen ''wehen'' die Plakatwände ''um.توفانها تابلوهای تبلیغاتی را واژگون میکنند.
- Ich wurde vom Wind fast ''umgeweht.من تقریباً توسط باد واژگون شدم.
- Es fehlte nicht viel und wir wären ''umgeweht'' worden.چیزی نمانده بود که ما واژگون شویم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
باد به دور چیزی وزیدن و آن را احاطه کردن (فعل جدا نشدنی).
- Der Wind umwehte ihr Haar sanft.باد به آرامی موهایش را نوازش میکرد (به دور موهایش میوزید).
- Eine kühle Brise umwehte die alten Bäume.نسیمی خنک به دور درختان کهنسال میوزید.
2
Akkusativ
چیزی را با وزش باد به زمین انداختن یا واژگون کردن (فعل جدا شدنی، با تاکید بر پیشوند 'um').
- Der Sturm hat viele Bäume umgeweht.طوفان بسیاری از درختان را واژگون کرد.
- Ein starker Windstoß wehte die Mülltonne um.یک وزش باد شدید سطل زباله را واژگون کرد.