umwehen

Aussprache: /ˈʊmˌveːən/
Wortzerlegung: um·we·hen
فعل

واژگون کردن (با باد)، بر زمین افکندن (با باد)

Beispiele

  • Der Orkan ''wehte'' einen Baum in unserem Garten ''um.طوفان در باغ ما درختی را واژگون کرد.
  • Die Sturmböen ''wehen'' die Plakatwände ''um.توفان‌ها تابلوهای تبلیغاتی را واژگون می‌کنند.
  • Ich wurde vom Wind fast ''umgeweht.من تقریباً توسط باد واژگون شدم.
  • Es fehlte nicht viel und wir wären ''umgeweht'' worden.چیزی نمانده بود که ما واژگون شویم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

باد به دور چیزی وزیدن و آن را احاطه کردن (فعل جدا نشدنی).

  • Der Wind umwehte ihr Haar sanft.باد به آرامی موهایش را نوازش می‌کرد (به دور موهایش می‌وزید).
  • Eine kühle Brise umwehte die alten Bäume.نسیمی خنک به دور درختان کهنسال می‌وزید.
2 Akkusativ

چیزی را با وزش باد به زمین انداختن یا واژگون کردن (فعل جدا شدنی، با تاکید بر پیشوند 'um').

  • Der Sturm hat viele Bäume umgeweht.طوفان بسیاری از درختان را واژگون کرد.
  • Ein starker Windstoß wehte die Mülltonne um.یک وزش باد شدید سطل زباله را واژگون کرد.