umzuhören
گوش دادن (به منظور شنیدن چیزهای دیگر یا در مکانی دیگر)
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
به طور مخفیانه به مکالمات یا اطلاعات گوش دادن به منظور کسب اطلاع یا جاسوسی.
- Der Geheimagent bemühte sich, die vertraulichen Gespräche der Diplomaten unbemerkt umzuhören.مامور مخفی تلاش کرد تا مکالمات محرمانه دیپلماتها را بدون جلب توجه شنود کند.
- In der politischen Arena ist es üblich, dass Informanten versuchen, die Pläne der Opposition umzuhören.در عرصه سیاسی، معمول است که خبرچینان سعی در کسب اطلاع از نقشههای مخالفان داشته باشند.