umzuhören

Aussprache: /ˈʊmˌtsuːˌhøːʁən/
Worttrennung: um·zu·hö·ren
Erweiterter Infinitiv

گوش دادن (به منظور شنیدن چیزهای دیگر یا در مکانی دیگر)

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

به طور مخفیانه به مکالمات یا اطلاعات گوش دادن به منظور کسب اطلاع یا جاسوسی.

  • Der Geheimagent bemühte sich, die vertraulichen Gespräche der Diplomaten unbemerkt umzuhören.مامور مخفی تلاش کرد تا مکالمات محرمانه دیپلمات‌ها را بدون جلب توجه شنود کند.
  • In der politischen Arena ist es üblich, dass Informanten versuchen, die Pläne der Opposition umzuhören.در عرصه سیاسی، معمول است که خبرچینان سعی در کسب اطلاع از نقشه‌های مخالفان داشته باشند.