umzumünzen

Aussprache: /ˈʊmtsuːˌmʏntsn̩/
Worttrennung: um·zu·mün·zen
Erweiterter Infinitiv

تبدیل کردن، مبدل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم، اشاره به آنچه تبدیل می‌شود) + in + Akkusativ (اشاره به نتیجه یا شکل جدید)

تبدیل کردن یک مفهوم انتزاعی، یک وضعیت یا یک پتانسیل به یک نتیجه ملموس، سودآور یا قابل اندازه‌گیری؛ بهره‌برداری کردن از یک فرصت یا مزیت.

  • Es ist schwierig, die anfängliche Begeisterung der Öffentlichkeit in nachhaltigen politischen Erfolg umzumünzen.تبدیل شور و شوق اولیه مردم به موفقیت پایدار سیاسی دشوار است.
  • Der Redner versuchte, seine Kritik in konstruktive Vorschläge umzumünzen, um das Publikum zu überzeugen.سخنران تلاش کرد تا انتقاد خود را به پیشنهادهای سازنده تبدیل کند تا مخاطبان را متقاعد سازد.