umzusägen
اره کردن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
قطع کردن چیزی از وسط، به ویژه اشیاء بزرگ یا درختان.
- Der Holzfäller musste den riesigen Baumstamm in der Mitte umsägen, um ihn abtransportieren zu können.قطعکننده درخت مجبور بود کنده عظیم درخت را از وسط اره کند تا بتواند آن را حمل کند.
- Die Säge war so stark, dass sie mühelos das dicke Metallrohr umsägte.اره آنقدر قوی بود که به راحتی لوله فلزی ضخیم را از وسط برید.
2
Akkusativ
به صورت کنایهآمیز یا استعاری، به معنای از بین بردن، تضعیف کردن یا نابود کردن یک ساختار، ایده یا موقعیت.
- Die internen Querelen drohten, das gesamte Projekt umzusägen und seine Erfolgsaussichten zu vernichten.اختلافات داخلی تهدید میکرد که کل پروژه را از بین ببرد و چشمانداز موفقیت آن را نابود کند.
- Seine ständigen Einwände sägten an der Autorität des Leiters und untergruben dessen Glaubwürdigkeit.اعتراضات مداوم او به اقتدار رهبر لطمه میزد و اعتبار او را تضعیف میکرد.