umzuziehen

Aussprache: /ˈʊmt͡suˌt͡siːən/
Worttrennung: um·zu·zie·hen
Erweiterter Infinitiv

اسباب‌کشی کردن، لباس عوض کردن (برای اسباب‌کشی کردن)

Bedeutungen

1 (wohin)

محل زندگی خود را تغییر دادن، به خانه جدیدی رفتن.

  • Wir sind letztes Jahr nach Berlin umgezogen.ما سال گذشته به برلین نقل مکان کردیم.
  • Wann werdet ihr umziehen?شما کی نقل مکان خواهید کرد؟
2 sich (Akkusativ)

لباس‌های خود را عوض کردن.

  • Ich muss mich noch schnell umziehen.من باید سریع لباس‌هایم را عوض کنم.
  • Sie hat sich für die Party umgezogen.او برای مهمانی لباس عوض کرد.
3 etwas (Akkusativ)

چیزی را از جایی به جای دیگر منتقل کردن، جابجا کردن.

  • Wir müssen die Möbel noch umziehen.ما باید هنوز مبلمان را جابجا کنیم.
  • Kannst du mir helfen, den Schrank umzuziehen?می‌توانی کمکم کنی کمد را جابجا کنم؟