umzuziehen
اسبابکشی کردن، لباس عوض کردن (برای اسبابکشی کردن)
Bedeutungen
1
(wohin)
محل زندگی خود را تغییر دادن، به خانه جدیدی رفتن.
- Wir sind letztes Jahr nach Berlin umgezogen.ما سال گذشته به برلین نقل مکان کردیم.
- Wann werdet ihr umziehen?شما کی نقل مکان خواهید کرد؟
2
sich (Akkusativ)
لباسهای خود را عوض کردن.
- Ich muss mich noch schnell umziehen.من باید سریع لباسهایم را عوض کنم.
- Sie hat sich für die Party umgezogen.او برای مهمانی لباس عوض کرد.
3
etwas (Akkusativ)
چیزی را از جایی به جای دیگر منتقل کردن، جابجا کردن.
- Wir müssen die Möbel noch umziehen.ما باید هنوز مبلمان را جابجا کنیم.
- Kannst du mir helfen, den Schrank umzuziehen?میتوانی کمکم کنی کمد را جابجا کنم؟