unüberhörbar
غیرقابل چشمپوشی (از نظر شنیداری)، کاملاً شنیدنی، واضح و بلند
Bedeutungen
1
به قدری بلند یا واضح که نمیتوان آن را نشنیده گرفت؛ کاملاً قابل شنیدن.
- Sein Lachen war unüberhörbar.خندهاش کاملاً شنیدنی بود.
- Die Sirenen waren unüberhörbar und warnten vor Gefahr.آژیرها به قدری بلند بودند که نمیشد نشنیده گرفت و هشدار خطر میدادند.
- Das Geräusch des Motors war unüberhörbar, selbst bei geschlossenen Fenstern.صدای موتور حتی با پنجرههای بسته، به وضوح شنیده میشد.