unüberhörbar

Aussprache: /ˌʊnˌyːbɐˈhøːɐ̯baːɐ̯/
Worttrennung: un·über·hör·bar
صفت

غیرقابل چشم‌پوشی (از نظر شنیداری)، کاملاً شنیدنی، واضح و بلند

Bedeutungen

1

به قدری بلند یا واضح که نمی‌توان آن را نشنیده گرفت؛ کاملاً قابل شنیدن.

  • Sein Lachen war unüberhörbar.خنده‌اش کاملاً شنیدنی بود.
  • Die Sirenen waren unüberhörbar und warnten vor Gefahr.آژیرها به قدری بلند بودند که نمی‌شد نشنیده گرفت و هشدار خطر می‌دادند.
  • Das Geräusch des Motors war unüberhörbar, selbst bei geschlossenen Fenstern.صدای موتور حتی با پنجره‌های بسته، به وضوح شنیده می‌شد.