unübersteigbar
غیر قابل عبور، غیر قابل نفوذ
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان از آن فراتر رفت، آن را پشت سر گذاشت یا از آن عبور کرد؛ غیرقابل نفوذ یا غیرقابل غلبه.
- Die Felswand war steil und schien unübersteigbar.صخره شیبدار و غیرقابل صعود به نظر میرسید.
- Für die kleine Armee war die Festung unübersteigbar.برای ارتش کوچک، قلعه غیرقابل نفوذ بود.
- Die Kluft zwischen den beiden Kulturen war fast unübersteigbar.شکاف بین دو فرهنگ تقریباً غیرقابل عبور بود.