unübertrefflich
بینظیر، بیهمتا، فراتر از حد تصور
Bedeutungen
1
به قدری خوب، عالی یا ماهرانه که نمیتوان آن را بهبود بخشید یا با آن رقابت کرد؛ بینظیر و بیهمتا.
- Ihre Leistung war einfach unübertrefflich.اجرای او به سادگی بینظیر بود.
- Der Koch zauberte ein unübertreffliches Menü.آشپز یک منوی بیهمتا خلق کرد.
- Die Schönheit der Landschaft war unübertrefflich.زیبایی این منظره فراتر از حد تصور بود.