unüblich

Aussprache: /ˈʊnˌyːplɪç/
Worttrennung: un·üb·lich
صفت

غیرمعمول، غیرمتداول

Bedeutungen

1

چیزی که با عرف، سنت یا انتظار رایج مطابقت ندارد؛ غیرمعمول؛ نادر.

  • Es ist unüblich, dass der Chef so früh geht.اینکه رئیس اینقدر زود برود غیرمعمول است.
  • Diese Art von Wetter ist für diese Jahreszeit sehr unüblich.این نوع آب و هوا برای این فصل سال بسیار غیرمعمول است.
  • Er hat einen unüblichen Weg gewählt, um sein Ziel zu erreichen.او راه غیرمعمولی را برای رسیدن به هدفش انتخاب کرد.