der Unabhängiger

Aussprache: /ˌʊnʔapˈhɛŋɪɡɐ/
Worttrennung: Un·ab·hän·gi·ger
اسم

مستقل، فرد مستقل

Bedeutungen

1

فردی که به هیچ حزب سیاسی، سازمان یا گروهی وابسته نیست و استقلال رأی و عمل خود را حفظ می‌کند، به ویژه در امور سیاسی.

  • Als unabhängiger Kandidat trat er ohne Parteizugehörigkeit an.او به عنوان یک نامزد مستقل، بدون وابستگی حزبی رقابت کرد.
  • Der unabhängige Gutachter beurteilte den Wert des Hauses.کارشناس مستقل، ارزش خانه را ارزیابی کرد.
  • Sie zog es vor, als unabhängige Journalistin zu arbeiten.او ترجیح داد به عنوان یک روزنامه‌نگار مستقل کار کند.