unabkömmlich
غیرقابل جایگزین، ضروری (برای حضور)
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که حضورش ضروری است و نمیتوان آن را جایگزین کرد.
- Für das Projekt ist seine Expertise unabkömmlich.تخصص او برای این پروژه ضروری است.
- Der erfahrene Arzt ist für die Klinik unabkömmlich.پزشک باتجربه برای کلینیک غیرقابل جایگزین است.
- Ihre Anwesenheit bei der Besprechung war unabkömmlich.حضور او در جلسه ضروری بود.