unabsehbar
غیرقابل پیشبینی، نامعلوم، بیکران
Bedeutungen
1
به معنای چیزی که نمیتوان عواقب یا ابعاد آن را پیشبینی کرد؛ غیرقابل پیشبینی، نامعلوم.
- Die Folgen des Klimawandels sind unabsehbar und betreffen uns alle.عواقب تغییرات آب و هوایی غیرقابل پیشبینی هستند و همه ما را تحت تأثیر قرار میدهند.
- Ein Krieg kann unabsehbare Konsequenzen für die gesamte Region haben.جنگ میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی برای کل منطقه داشته باشد.
- Die technologische Entwicklung schreitet in einem unabsehbaren Tempo voran.توسعه تکنولوژیکی با سرعتی غیرقابل پیشبینی پیش میرود.
2
به معنای بسیار وسیع و گسترده که پایان یا حد و مرزی برای آن قابل تصور نیست؛ بیکران، بیانتها.
- Der Ozean erstreckt sich in unabsehbarer Weite vor uns.اقیانوس در گسترهای بیکران در مقابل ما امتداد دارد.
- Die Möglichkeiten der künstlichen Intelligenz scheinen unabsehbar.امکانات هوش مصنوعی به نظر بیکران میرسد.
- Vor uns lag eine unabsehbare Wüste.در مقابل ما صحرایی بیکران قرار داشت.