unabsehbar

Aussprache: /ˈʊnʔapˌzeːbaːɐ̯/
Worttrennung: un·ab·seh·bar
صفت

غیرقابل پیش‌بینی، نامعلوم، بی‌کران

Bedeutungen

1

به معنای چیزی که نمی‌توان عواقب یا ابعاد آن را پیش‌بینی کرد؛ غیرقابل پیش‌بینی، نامعلوم.

  • Die Folgen des Klimawandels sind unabsehbar und betreffen uns alle.عواقب تغییرات آب و هوایی غیرقابل پیش‌بینی هستند و همه ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
  • Ein Krieg kann unabsehbare Konsequenzen für die gesamte Region haben.جنگ می‌تواند عواقب غیرقابل پیش‌بینی برای کل منطقه داشته باشد.
  • Die technologische Entwicklung schreitet in einem unabsehbaren Tempo voran.توسعه تکنولوژیکی با سرعتی غیرقابل پیش‌بینی پیش می‌رود.
2

به معنای بسیار وسیع و گسترده که پایان یا حد و مرزی برای آن قابل تصور نیست؛ بی‌کران، بی‌انتها.

  • Der Ozean erstreckt sich in unabsehbarer Weite vor uns.اقیانوس در گستره‌ای بی‌کران در مقابل ما امتداد دارد.
  • Die Möglichkeiten der künstlichen Intelligenz scheinen unabsehbar.امکانات هوش مصنوعی به نظر بی‌کران می‌رسد.
  • Vor uns lag eine unabsehbare Wüste.در مقابل ما صحرایی بی‌کران قرار داشت.