unabwägbar

Aussprache: /ˈʊnʔapˌvɛːkbaːɐ̯/
Worttrennung: un·ab·wäg·bar
صفت

غیرقابل ارزیابی، غیرقابل پیش‌بینی، غیرقابل اجتناب

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را به طور کامل ارزیابی کرد، پیش‌بینی نمود یا از آن اجتناب کرد؛ غیرقابل محاسبه یا غیرقابل اجتناب.

  • Die Folgen eines solchen Handelns sind oft unabwägbar.عواقب چنین اقدامی اغلب غیرقابل پیش‌بینی است.
  • Manche Risiken im Leben sind einfach unabwägbar.برخی از ریسک‌های زندگی به سادگی غیرقابل اجتناب هستند.
  • Die genaue Dauer der Reparatur bleibt unabwägbar, bis wir das Problem genauer untersucht haben.مدت زمان دقیق تعمیر تا زمانی که مشکل را دقیق‌تر بررسی نکنیم، غیرقابل ارزیابی باقی می‌ماند.