unanfechtbar
غیرقابل اعتراض، قطعی، مسلم، بیچون و چرا
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را به چالش کشید یا مورد اعتراض قرار داد؛ قطعی و نهایی.
- Das Urteil des Richters war unanfechtbar.حکم قاضی قطعی و غیرقابل اعتراض بود.
- Seine Entscheidung ist unanfechtbar.تصمیم او غیرقابل اعتراض است.
- Die Regeln sind unanfechtbar und müssen befolgt werden.قوانین قطعی هستند و باید رعایت شوند.