unangenehm
ناخوشایند، معذبکننده، آزاردهنده
Beispiele
- In der Wohnung schlugen ihr ''unangenehme'' Gerüche entgegen.در آپارتمان، بوی نامطبوعی به مشامش خورد.
- Am unangenehmsten'' war mir dieser eine Gast.ناخوشایندترین چیز برای من همین یک مهمان بود.
ناخوشایند، معذبکننده، آزاردهنده