unanpassbar
غیرقابل انطباق، سرکش، لجوج
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که تمایلی به سازگاری با محیط، قوانین یا انتظارات دیگران ندارد؛ سرکش و مستقل.
- Er war ein unanpassbarer Künstler, der seine eigenen Regeln aufstellte.او هنرمندی سرکش بود که قوانین خودش را وضع میکرد.
- Die unanpassbare Natur des Systems machte eine Integration schwierig.ماهیت غیرقابل انطباق سیستم، ادغام را دشوار میکرد.
- Manche Kinder sind von Natur aus unanpassbarer als andere.برخی کودکان ذاتاً سرکشتر از دیگران هستند.