unanständig
بیشرمانه، ناشایست، بیادبانه
Bedeutungen
1
رفتاری که با معیارهای اجتماعی، اخلاقی یا ادب عمومی مغایرت دارد؛ بیشرمانه، زشت یا نامناسب.
- Seine unanständigen Witze waren für die meisten Gäste unangenehm.شوخیهای بیشرمانه او برای اکثر مهمانان ناخوشایند بود.
- Das Kind machte eine unanständige Geste.کودک یک حرکت ناشایست انجام داد.
- Es ist unanständig, jemanden ohne Einladung zu besuchen.بیادبانه است که کسی را بدون دعوت ملاقات کنی.
2
چیزی که از نظر جنسی نامناسب یا تحریکآمیز تلقی میشود.
- Die Kleidung, die sie trug, wurde als unanständig empfunden.لباسی که او پوشیده بود، نامناسب تلقی شد.
- Der Film enthielt einige unanständige Szenen.فیلم حاوی چند صحنه نامناسب بود.
- Solche Sprache ist in der Öffentlichkeit unanständig.چنین زبانی در ملاء عام نامناسب است.