unauffällig

Aussprache: /ˌʊnˈaʊ̯fˌfɛlɪç/
Worttrennung: un·auf·fäl·lig
صفت

نامحسوس، بی‌جلب توجه، عادی، معمولی

Bedeutungen

1

چیزی که توجه را جلب نمی‌کند؛ عادی، معمولی و بدون برجستگی خاص.

  • Er bevorzugt unauffällige Kleidung für den Alltag.او لباس‌های معمولی و بی‌جلب توجه را برای زندگی روزمره ترجیح می‌دهد.
  • Der neue Mitarbeiter arbeitet sehr unauffällig, aber effektiv.کارمند جدید بسیار نامحسوس اما مؤثر کار می‌کند.
  • Wir suchen eine unauffällige Unterkunft in ruhiger Lage.ما به دنبال مکانی اقامتی عادی در منطقه‌ای آرام هستیم.
2

با احتیاط و بدون جلب توجه عمل کردن؛ مخفیانه یا نامشخص.

  • Der Detektiv beobachtete den Verdächtigen unauffällig.کارآگاه مظنون را بی‌آنکه جلب توجه کند، زیر نظر داشت.
  • Sie versuchte, sich unauffällig in die Menge einzufügen.او سعی کرد به طور نامحسوس در جمعیت ادغام شود.
  • Die Übergabe der Dokumente erfolgte unauffällig in einem Café.تحویل اسناد به طور نامحسوس در یک کافه انجام شد.