unaufführbar

Aussprache: /ˌʊnˈaʊ̯ffyːɐ̯baːɐ̯/
Worttrennung: un·auf·führ·bar
صفت

غیرقابل اجرا، غیرقابل نمایش (در صحنه)، غیرقابل اجرا (موسیقی)

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را در صحنه نمایش داد، اجرا کرد یا به نمایش گذاشت (به دلیل پیچیدگی فنی، هزینه بالا، یا ماهیت نامناسب).

  • Die technischen Anforderungen machen das Stück fast unaufführbar.الزامات فنی اجرای این نمایشنامه را تقریباً غیرممکن می‌سازد.
  • Dieses Experiment ist im Labor unaufführbar.این آزمایش در آزمایشگاه قابل اجرا نیست.
  • Die Komplexität des Stücks macht es für viele Theater unaufführbar.پیچیدگی این اثر، اجرای آن را برای بسیاری از تئاترها غیرممکن می‌کند.