unaufführbar
غیرقابل اجرا، غیرقابل نمایش (در صحنه)، غیرقابل اجرا (موسیقی)
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را در صحنه نمایش داد، اجرا کرد یا به نمایش گذاشت (به دلیل پیچیدگی فنی، هزینه بالا، یا ماهیت نامناسب).
- Die technischen Anforderungen machen das Stück fast unaufführbar.الزامات فنی اجرای این نمایشنامه را تقریباً غیرممکن میسازد.
- Dieses Experiment ist im Labor unaufführbar.این آزمایش در آزمایشگاه قابل اجرا نیست.
- Die Komplexität des Stücks macht es für viele Theater unaufführbar.پیچیدگی این اثر، اجرای آن را برای بسیاری از تئاترها غیرممکن میکند.