unaufgefordert
بدون درخواست، خودخواسته، داوطلبانه
Bedeutungen
1
چیزی که بدون درخواست یا دعوت قبلی انجام شده یا ارائه شده است؛ خودبهخودی.
- Er gab unaufgefordert Ratschläge, die niemand hören wollte.او بدون درخواست، نصیحتهایی کرد که هیچکس نمیخواست بشنود.
- Die unaufgeforderte Hilfe war in diesem Moment sehr willkommen.کمک خودخواسته در آن لحظه بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
- Ihre unaufgeforderte Meinung zu dem Thema überraschte alle.نظر او درباره موضوع که بدون پرسش بیان شد، همه را متعجب کرد.