unaufgeklärt
ناگشوده، نامعلوم، بیاطلاع
Bedeutungen
1
چیزی که هنوز روشن نشده، توضیح داده نشده یا حل نشده است؛ رازآلود یا نامعلوم باقی مانده.
- Der Fall bleibt weiterhin unaufgeklärt.این پرونده همچنان ناگشوده باقی مانده است.
- Viele Fragen sind noch unaufgeklärt.بسیاری از سوالات هنوز نامعلوم هستند.
- Die Herkunft des Artefakts ist unaufgeklärt.منشأ این اثر باستانی نامعلوم است.
2
کسی که از موضوعی بیاطلاع است یا درکی از آن ندارد.
- Er war über die Pläne seiner Kollegen völlig unaufgeklärt.او کاملاً از برنامههای همکارانش بیاطلاع بود.
- Die Öffentlichkeit wurde über die Risiken nicht ausreichend aufgeklärt.عموم مردم به اندازه کافی در مورد خطرات مطلع نشدند.
- Sie fühlte sich angesichts der neuen Situation unaufgeklärt.او در مواجهه با وضعیت جدید احساس بیاطلاعی میکرد.