unaufhaltsam

Aussprache: /ˌʊnʔaʊfˈhaltzaːm/
Worttrennung: un·auf·halt·sam
صفت

غیرقابل توقف، گریزناپذیر، اجتناب‌ناپذیر

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان جلوی آن را گرفت، متوقف کرد یا مانع پیشرفت آن شد؛ اغلب با نیروی قوی یا اجتناب‌ناپذیر.

  • Der Klimawandel schreitet unaufhaltsam voran.تغییرات اقلیمی به طور غیرقابل توقفی پیش می‌رود.
  • Ihre Karriere entwickelte sich unaufhaltsam nach oben.شغل او به طور غیرقابل توقفی رو به بالا پیشرفت کرد.
  • Die Flutwelle war unaufhaltsam und zerstörte alles auf ihrem Weg.موج سیل غیرقابل توقف بود و همه چیز را در مسیر خود نابود کرد.