unaufrichtig
غیرصادقانه، نادرست، دروغین
Bedeutungen
1
فاقد صداقت؛ با نیت فریب یا پنهان کردن حقیقت.
- Seine Entschuldigung klang unaufrichtig und wenig überzeugend.عذرخواهی او غیرصادقانه و کماثر به نظر میرسید.
- Sie warf ihm unaufrichtige Motive vor.او انگیزههای غیرصادقانه را به او نسبت داد.
- Ein unaufrichtiges Lächeln verriet seine wahren Gefühle nicht.لبخندی دروغین احساسات واقعی او را پنهان نکرد.