unausgegoren
ناپخته، نارس، ناتمام
Bedeutungen
1
چیزی که هنوز به طور کامل رشد نکرده، کامل نشده یا پردازش نشده است؛ نارس یا ناتمام.
- Der Plan ist noch unausgegoren und muss überarbeitet werden.این طرح هنوز ناپخته است و باید بازنگری شود.
- Die Früchte waren noch unausgegoren und sauer.میوهها هنوز نارس و ترش بودند.
- Seine Ideen sind oft unausgegoren, aber interessant.ایدههای او اغلب ناتمام هستند، اما جالبند.
2
به کسی یا چیزی که هنوز از نظر فکری یا عاطفی به بلوغ نرسیده اشاره دارد.
- Er wirkte noch etwas unausgegoren für diese verantwortungsvolle Position.او برای این موقعیت مسئولانه هنوز کمی ناپخته به نظر میرسید.
- Das Projekt war in einem unausgegorenen Stadium.پروژه در مرحله ناتمامی بود.
- Ihre unausgegorenen Ansichten spiegelten ihre Jugend wider.نظرات ناپخته او جوانیاش را منعکس میکرد.