unausrottbar
نابود نشدنی، ریشهکن نشدنی، پایدار
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را به طور کامل از بین برد یا ریشهکن کرد؛ بسیار پایدار و مقاوم.
- Die Armut ist ein unausrottbares Problem in vielen Teilen der Welt.فقر مشکلی ریشهکن نشدنی در بسیاری از نقاط جهان است.
- Seine schlechten Angewohnheiten sind fast unausrottbar.عادات بد او تقریباً نابود نشدنی هستند.
- Manche Unkräuter sind so hartnäckig, dass sie unausrottbar scheinen.برخی علفهای هرز آنقدر سرسخت هستند که نابود نشدنی به نظر میرسند.