unbeeinflussbar
غیرقابل تأثیر، تأثیرناپذیر
Bedeutungen
1
به چیزی یا کسی که نمیتواند تحت تأثیر عوامل خارجی، احساسات یا نظرات دیگران قرار گیرد یا تغییر کند.
- Sein Charakter war unbeeinflussbar, egal wie sehr man es versuchte.شخصیت او غیرقابل تأثیر بود، هر چقدر هم که تلاش میکردند.
- Sie traf ihre Entscheidungen auf eine unbeeinflussbare Weise, basierend auf ihren eigenen Prinzipien.او تصمیمات خود را به شیوهای تأثیرناپذیر، بر اساس اصول خود میگرفت.
- Der erfahrene Politiker blieb in der hitzigen Debatte unbeeinflussbar.سیاستمدار باتجربه در بحث داغ، تأثیرناپذیر باقی ماند.