unbegabt

Aussprache: /ʊnbəˈɡaːpt/
Worttrennung: un·be·gabt
صفت

بی‌استعداد

Bedeutungen

1

فاقد استعداد یا توانایی طبیعی در یک زمینه خاص.

  • Er ist leider musikalisch sehr unbegabt.متأسفانه او از نظر موسیقی بسیار بی‌استعداد است.
  • Obwohl sie fleißig war, blieb sie in diesem Fach unbegabt.اگرچه او سخت‌کوش بود، اما در این درس بی‌استعداد باقی ماند.
  • Manche Leute sind eben unbegabt für technische Berufe.برخی افراد واقعاً برای مشاغل فنی بی‌استعداد هستند.