unbehüllt

Aussprache: /ˌʊnbəˈhʏlt/
Worttrennung: un·behüllt
صفت

بدون پوشش، عریان، آشکار

Bedeutungen

1

چیزی که پوشیده نشده، آشکار و بدون مانع است.

  • Die Wahrheit blieb lange unbehüllt, bis sie endlich ans Licht kam.حقیقت مدت‌ها بدون پوشش ماند تا اینکه سرانجام آشکار شد.
  • Der Berg gipfelte in einer unbehüllten Felsspitze.کوه با یک قله سنگی بدون پوشش به اوج خود می‌رسید.
  • Sein Gesicht war unbehüllt und zeigte seine wahren Gefühle.چهره‌اش بدون پوشش بود و احساسات واقعی‌اش را نشان می‌داد.