unbehandelbar
غیرقابل درمان، غیرقابل معالجه
Bedeutungen
1
وضعیت یا بیماری که با روشهای پزشکی موجود قابل درمان یا معالجه نیست.
- Die Krankheit gilt in diesem Stadium als unbehandelbar.این بیماری در این مرحله غیرقابل درمان تلقی میشود.
- Leider gibt es für seine seltene Erkrankung keine unbehandelbare Heilung.متأسفانه برای بیماری نادر او هیچ درمان غیرقابل مداوایی وجود ندارد.
- Die Ärzte kämpfen gegen die unbehandelbare Infektion.پزشکان در حال مبارزه با عفونت غیرقابل درمان هستند.