unbehandelbar

Aussprache: /ˌʊnbəˈhandl̩baːɐ̯/
Worttrennung: un·be·han·del·bar
صفت

غیرقابل درمان، غیرقابل معالجه

Bedeutungen

1

وضعیت یا بیماری که با روش‌های پزشکی موجود قابل درمان یا معالجه نیست.

  • Die Krankheit gilt in diesem Stadium als unbehandelbar.این بیماری در این مرحله غیرقابل درمان تلقی می‌شود.
  • Leider gibt es für seine seltene Erkrankung keine unbehandelbare Heilung.متأسفانه برای بیماری نادر او هیچ درمان غیرقابل مداوایی وجود ندارد.
  • Die Ärzte kämpfen gegen die unbehandelbare Infektion.پزشکان در حال مبارزه با عفونت غیرقابل درمان هستند.