unbelegt

Aussprache: /ˈʊnbəˌleːkt/
Wortzerlegung: un·be·legt
صفت

۱. بدون روکش/محتوا (مثلاً نان) ۲. بدون مدرک/مستندات ۳. خالی، اشغال‌نشده (مثلاً اتاق)

Beispiele

  • Er isst seine Brote meist ''unbelegt.او نان‌هایش را معمولاً بدون روکش می‌خورد.
  • Die Information ist noch ''unbelegt.این اطلاعات هنوز مستند نشده است.
  • Sie können in das Zimmer einziehen, es ist ''unbelegt.شما می‌توانید به اتاق نقل مکان کنید، خالی است.