unbelehrbar
غیرقابل نصیحت، لجوج، کلهشق
Bedeutungen
1
کسی که تمایلی به یادگیری از اشتباهات خود ندارد یا نصیحت دیگران را نمیپذیرد؛ لجوج و سرسخت.
- Er ist ein unbelehrbarer Optimist.او خوشبینی لجوج است.
- Trotz aller Warnungen blieb er unbelehrbar und wiederholte seinen Fehler.با وجود تمام هشدارها، او لجوج ماند و اشتباهش را تکرار کرد.
- Manche Leute sind einfach unbelehrbar, wenn es um ihre Gewohnheiten geht.برخی افراد وقتی پای عاداتشان در میان باشد، واقعاً غیرقابل نصیحت هستند.