unbeleihbar

Aussprache: /ʊnbəˈlaɪ̯baːɐ̯/
Worttrennung: un·be·leih·bar
صفت

غیرقابل وثیقه گذاری، غیرقابل رهن

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان از آن به عنوان وثیقه برای دریافت وام استفاده کرد یا آن را به رهن گذاشت.

  • Bestimmte staatliche Anleihen sind unbeleihbar.اوراق قرضه دولتی خاصی غیرقابل وثیقه گذاری هستند.
  • Das geerbte Haus ist leider unbeleihbar.متأسفانه خانه به ارث رسیده غیرقابل رهن است.
  • Wegen rechtlicher Einschränkungen ist das Objekt unbeleihbar.به دلیل محدودیت‌های قانونی، این ملک غیرقابل رهن است.