unbeliebt

Aussprache: /ˌʊnbəˈliːpt/
Worttrennung: un·be·liebt
صفت

نامحبوب، ناپسند، مورد بی‌مهری

Bedeutungen

1

کسی یا چیزی که مورد علاقه یا محبت دیگران نیست؛ ناپسند و ناخوشایند.

  • Der neue Lehrer war bei den Schülern sehr unbeliebt.معلم جدید نزد دانش‌آموزان بسیار نامحبوب بود.
  • Diese Art von Musik ist bei vielen Menschen unbeliebt.این نوع موسیقی نزد بسیاری از مردم ناپسند است.
  • Er war bekannt dafür, unbeliebte Entscheidungen zu treffen.او به خاطر گرفتن تصمیمات ناپسند شناخته شده بود.