unbeobachtbar

Aussprache: /ˌʊnbəˈʔoːbaxtbaːɐ̯/
Worttrennung: un·be·ob·acht·bar
صفت

غیرقابل مشاهده، نامرئی

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را دید، مشاهده کرد یا از طریق حواس درک نمود.

  • Die Auswirkungen von Strahlung sind oft unbeobachtbar.اثرات تشعشع اغلب غیرقابل مشاهده هستند.
  • Viele mikroskopische Organismen sind für das bloße Auge unbeobachtbar.بسیاری از ارگانیسم‌های میکروسکوپی برای چشم غیرمسلح غیرقابل مشاهده هستند.
  • Die subtilen Veränderungen im Klima bleiben für die meisten Menschen unbeobachtbar.تغییرات ظریف در آب و هوا برای اکثر مردم غیرقابل مشاهده باقی می‌ماند.
2

چیزی که در علم یا تحقیق به دلیل ماهیتش قابل مشاهده یا اندازه‌گیری نیست.

  • Bestimmte Quantenphänomene sind unbeobachtbar.برخی پدیده‌های کوانتومی غیرقابل مشاهده هستند.
  • Die genaue Entstehung des Universums ist unbeobachtbar.منشأ دقیق جهان غیرقابل مشاهده است.
  • Das Innere eines schwarzen Lochs ist unbeobachtbar.داخل یک سیاه‌چاله غیرقابل مشاهده است.