unbeobachtet
تحت نظر نبودن، پنهانی، بدون مشاهده
Bedeutungen
1
بدون اینکه کسی آن را ببیند یا زیر نظر داشته باشد؛ مخفیانه.
- Er konnte die Szene unbeobachtet verlassen.او توانست صحنه را بدون مشاهده ترک کند.
- Sie schlich sich unbeobachtet in das Haus.او مخفیانه وارد خانه شد.
- Der Dieb nutzte den Moment, als niemand ihn unbeobachtet hatte.سارق از لحظهای که هیچکس او را تحت نظر نداشت، استفاده کرد.