unberechenbar
غیرقابل پیشبینی، حسابناپذیر
Bedeutungen
1
چیزی یا کسی که رفتار، نتیجه یا آینده آن قابل پیشبینی نیست و ممکن است به طور ناگهانی تغییر کند.
- Das Wetter in den Bergen ist oft unberechenbar.آب و هوای کوهستان اغلب غیرقابل پیشبینی است.
- Seine Launen waren so unberechenbar, dass niemand wusste, was ihn als Nächstes erwarten würde.خلق و خوی او آنقدر غیرقابل پیشبینی بود که هیچکس نمیدانست در انتظار چه چیزی باشد.
- Die wirtschaftliche Entwicklung bleibt aufgrund globaler Unsicherheiten unberechenbar.رشد اقتصادی به دلیل عدم قطعیتهای جهانی، غیرقابل پیشبینی باقی میماند.